جایزه بزرگ آمریکایی‌ها به اغتشاشگران

طراحان تحریم‌های اقتصادی علیه ایران همواره تاکید می‌کنند که بکارگیری صرف تحریم‌ها علیه یک کشور باید همراه با اقدامات بی‌ثبات کننده دیگر سیاسی باشد تا اثربخش شود.
تحریم و فشار از جمله ابزار و حربه‌های آمریکایی‌ها برای برخورد با کشورهای مخالف خود بوده است. اما تحریم و فشار همواره با ایجاد اغتشاشات در ایران رابطه مستقیمی داشته است.
درواقع نتیجه هر آشوبی در ایران تحریم بیشتر علیه کشورمان بود که اوج و شروع تحریم‌های جدید را در حوادث سال 1388 شاهد هستیم.
در همان سال همگام با مواضع مقامات آمریکایی از جمله «باراک اوباما»،‌ کنگره این کشور نیز به اقداماتی علیه ایران دست زد.
درست چند روز پس از انتخابات دو مجلس کنگره آمریکا قطعنامه‌های شدیدالحنی بر ضد ایران و حمایت از آشوبگران صادر کردند.
سنای آمریکا طرحی را به تصویب رساند که به موجب آن 50 میلیون دلار برای گسترش فضای تسریع جریان اطلاع رسانی در ایران و همچنین 30 میلیون دلار برای گسترش فعالیت بخش فارسی رادیو اروپایی آزاد (رادیو فردا) و شبکه ماهواره‌ای صدای آمریکا اختصاص یافت.
پولپاشی‌های امریکایی‌ها بیش از این موارد بود اما بعد از اغتشاشات این کشور سعی کرد رویه فشار بر ایران را بر روی تحریم‌ها متمرکز سازد.
اخبار و اطلاعات واصله نشان می‌دهد نقش اغتشاشات سال 88 در وضع تحریم‌های سنگین و به قول آمریکایی‌ها فلج کننده علیه ایران به شدت زیاد است و بهانه لازم برای آمریکایی‌ها جهت اعمال فشار بیشتر به امید ایجاد اغتشاشات و براندازی ایران ذیل پروژه ناراضی‌سازی مردم ایران را به وجود آورد.
ایمیل‌های «هیلاری کلینتون‌»‌ وزیر خارجه وقت آمریکا در این حوزه منبع خوبی برای دستیابی به حقیقت است.
یکی از ایمیل‌های منتشر شده کلینتون حاوی اطلاعات مهمی درباره نقش حوادث سال 88 در تشدید تحریم‌ها علیه ایران برای زنده نگاه داشتن شعله اغتشاشات داخلی پس از حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1388 است.
این ایمیل را «سیدنی بلومنثال»، از نزدیکان «هیلاری کلینتون» و یکی از نفرات دخیل در شکل‌دهی به تصمیمات او به تاریخ 17 فوریه سال 2010 برابر با چهارشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1388 برای وی ارسال کرده است.
وزارت خارجه آمریکا 31 آگوست سال 2015 ( 9 شهریور ماه سال 1394) این سند را از حالت طبقه‌بندی خارج کرده است.
در بخشی از ایمیل آمده است: «راهبرد استفاده صرف از تحریم‌های متناسب می‌تواند اراده حکومت برای تنبیه و تشدید سرکوب را تقویت کند.
صحبت کردن درباره تغییر حکومت، البته، رسیدن به این هدف را تضعیف می‌کند و هدیه‌ای به حکومت (ایران) است. مخالفان، عامل جدیدی در معادلات مربوط به ایران هستند که باید آن‌ها را در سطح سیاسی و اخلاقی در نظر گرفت.وقتی که دست‌های حکومت بسته شود، ممکن است مجاب به سرکوبگری شود.»
تاریخ ارسال ایمیل، همان‌طور که گفته شد 28 بهمن‌ماه سال 1388 است – یعنی هفت ماه بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری روز 22 خرداد ماه؛ زمانی که اغتشاشات و آشوب‌های خیابانی تا حد زیادی فروکش کرده‌ و آشوبگران حجم عمده‌ای از سرمایه‌های انسانی‌شان را از دست داده‌اند.
کلینتون در فصل دوم کتاب خاطرات خود با عنوان «انتخاب‌های سخت» که اواخر بهار ۹۳ منتشر شد هم درباره این موضوع نوشت: «پس از اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات در سال ۸۸، آمریکا توانست کشور‌های دیگر را برای اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران همراه سازد».
بعد از اینکه در سپتامبر سال 2010 آمریکا اقدام به تحریم ایران کرد. وزیر امور خارجه وقت امریکا با بیان اینکه « ما به جای کسانی صحبت می‌کنیم که نمی‌توانند برای خودشان صحبت کنند.»‌ موضوع تحریم‌ها علیه ایران را مطرح کرد.
کلینتون عنوان کرد این اولین بار است که ایالات متحده تحریم‌هایی را علیه ایران به دلیل نقض حقوق بشر اعمال می‌کند.
همین رویکردی که بعد از اغتشاشات سال 88 بوجود آمد،‌ سبب شد تا قطعنامه تحریمی 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد، روز 9 ژوئن سال 2010 (25 خرداد 1389) با 12 رأی موافق، 1 رأی ممتنع و 2 رأی مخالف به تصویب این شورا رسید و شدیدترین تحریم‌های اقتصادی علیه تهران به تصویب رسید؛ تحریم‌هایی که بررسی بیشتر در این خصوص حقایق افزون تری درباره بسترهای شکل‌گیری آن‌ها برملا می‌شود.
بررسی جراید و رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که دو روز بعد از اغتشاشات فتنه گران در جریان راهپیمایی روز قدس سال ۸۸ یعنی در تاریخ ۳۰ شهریورماه، «رابرت گیتس وزیر دفاع وقت آمریکا» در گفتگو با سی ان ان گفت: «در حال حاضر به دلیل شکاف‌های عمیق در ایران پس از انتخابات، تحریم موثرتر از گذشته است.
ما در ۳۰ سال گذشته چنین شکاف‌هایی را ندیده بودیم. مخالفان به تدریج سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند. اکنون باید تحریم‌ها را تشدید کرد.»
«ریچارد نفیو» معاون وقت وزارت خزانه‌داری آمریکا و طراح تحریم‌ها علیه ایران در دولت اوباما در کتاب خاطرات خود با عنوان «هنر تحریم‌ها، نگاهی از درون میدان» که اواخر زمستان ۹۶ منتشر شد، با تاکید بر اینکه اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات سال ۸۸، کاخ سفید را به این نتیجه رساند که با توجه به تضعیف دولت ایران، امکان توافق وجود ندارد و آمریکا باید تحریم‌ها علیه کشورمان را تشدید کند، نوشت: «در نوامبر ۲۰۰۹ (آذر ۸۸) اوباما به سفیر آمریکا در سازمان ملل (خانم رایس) و وزیر خارجه (خانم کلینتون) و یک وزیر دیگر اجازه داد تا برنامه‌های خود برای تحریم را پیش ببرند».
نفیو، پیشرو در طراحی و اجرای تحریم‌ها علیه ایران در این کتاب دستورالعمل‌هایی را برای تفسیر پاسخ‌های اهداف به تحریم‌ها بر اساس دو عامل مهم عنوان می‌کند و می نویسد: «درد و عزم. اثربخشی تحریم‌ها در اعمال درد علیه یک هدف نهفته است، اما اهداف ممکن است عزم قابل توجهی برای مقاومت، تحمل یا غلبه بر این درد داشته باشند.
درک تأثیر متقابل درد و عزم برای استفاده موفقیت آمیز و انسانی از تحریم‌ها ضروری است. با توجه به این دو متغیر کلیدی و نحوه تغییر آن‌ها در طول رژیم تحریم‌ها، سیاست گذاران می‌توانند مشخص کنند که چه زمانی مداخله دیپلماتیک احتمالا موفقیت‌آمیز است یا چه زمانی تشدید تنش ضروری است.»
درواقع نفیو آمریکا را از اعمال تنهای تحریم‌ها به عنوان ابزار اثرگذار حذر کرده و بیان می‌کند باید این تحریم‌ها همراه با ابزار بی‌ثبات کننده باشد.
از این روست که پیوندی میان اغتشاشات و تحریم برای تغییر حکومت‌ها را مورد تاکید قرار می‌دهد و آن را هنر تحریم معرفی می‌کند.
رئیس‌جمهور سابق آمریکا در بخشی از کتاب خاطراتش با عنوان «سرزمین موعود» توضیح داده که چگونه بعد از فتنه سال ۱۳۸۸ تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را که تا قبل از آن جنبه «نمادین» داشتند تقویت کرده تا هم به عنوان حربه‌ای برای دمیدن در شعله آشوب‌ها به کار گیرد و هم از آن برای امتیازگیری از ایران استفاده کند!در صفحه 202 کتاب اوباما آمده است:
«بعد از آن که تلاش‌هایمان برای آغاز مذاکره با ایران رد شد و در شرایطی که این کشور وارد چرخه هرج‌ومرج و سرکوبگری بیشتر می‌شد، راهبردمان را به‌سمت دومین گام راهبرد منع اشاعه‌ای خودمان تغییر دادیم؛ یعنی بسیج کردن جامعه بین‌المللی برای اعمال تحریم‌های اقتصادی سخت و چندجانبه‌ای که می‌تواند ایران را وادار به حضور در میز مذاکره کند.»
«هنری بنین»‌ یکی از نظریه‌پردازان این حوزه تحریم را به عنوان «دستکاری روابط اقتصادی به منظور دستیابی به اهداف سیاسی‌»‌ توصیف می‌کند که «‌به منظور ناگزیر کردن جامعه به تغییر سیاست یا حکومت خود آن را تهدید به تنبیه اقتصادی می‌کند.»‌
تحریم دستکاری کننده به جای سعی در اجبار طرف مقابل سعی در تهییج وی دارد. هدف این گونه تحریم‌ها ایجاد فاصله بین مردم و رهبرانشان است.
به حدی که رهبران مواضع قدرتمند خویش را از دست بدهند. نوعی هدف بیگانه‌سازی افراد از درون که به انحطاط جامعه منجر شود. برای اینکه تحریم‌های دستکاری کننده اثربخش باشد باید بخشی از یک چارچوب گسترده‌تر به عنوان بی‌ثبات‌سازی لحاظ شود.
بر اساس نظریه‌های تحریم در آمریکا آسیب پذیری کشور مورد هدف منوط به عوامل سه گانه میزان تمرکز بازرگانی خارجی کشور مورد هدف، کشش پذیری بازارهای بین‌المللی و باز بودن اقتصاد کشور مورد هدف است. افرادی چون «جان گالتونگ» این نظریه را سطحی توصیف و آنرا مورد انتقاد قرار می‌دهد.
وی خاطر نشان می‌کند که مفروض‌های ضمنی نظریه تحریم یعنی این فرض که از هم گسستگی سیاسی کم و بیش متناسب است با از هم گسیختگی نسبی اقتصادی.
گالتونگ استراتژی‌های سه گانه برای خنثی کردن تحریم‌ها را اینطور بر می‌شمارد:‌ ایجاد روابط اقتصادی با دیگر بازیگران خارجی، سازماندهی مجدد اقتصاد ملی و آموزش دادن برای تطبیق پذیری با شرایط فشار اقتصادی که کنترل منابع،‌ جایگزین کردن تولید و متنوع سازی آن از جمله موارد و ابزارهای موثر است.
گالتونگ می‌گوید خط مشی بی‌ثبات‌سازی پیوسته مبتنی بر تحریم‌های دستکاری کننده است. بی ثبات سازی قصد تغییر سیاست حکومت کشور مورد نظر را ندارد بلکه به دنبال متزلزل کردن ساخت نظم اجتماعی و سیاسی است تا به این وسیله جامعه به تغییر سیاسی دست بزند؛ بنابراین بعد از حوادث سال 88 که خود به خود نوعی بی‌ثباتی در کشور بوجود آورد رهیافتی به آمریکا و کشورهای غربی داد تا به این نتیجه برسند که با استفاده از چنین بستری و فشار اجتماعی به اهداف خود دست یابند.
درواقع بعد از هر اغتشاش نیز این روند تشدید شد تا روند دستکاری جامعه برای بی‌ثبات‌سازی کشور تکمیل شود و درواقع اغتشاشات تحریم‌ها را تشدید کرد.