گیتی معینی: دوست دارم اربعین کربلا باشم

گیتی معینی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون کشورمان می‌گوید که آرزو دارد در راه ایران شهید شود و اربعین، کربلا باشد.
به نقل از خبرگزاری فارس _ گروه سینما: گیتی معینی از جمله بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون کشورمان است که هنردوستان، بازی‌های نمکین و خاطره‌انگیز او را در آثار تلویزیونی گوناگونی چون: «خانه به دوش»، «چاردیواری»، «خوش‌نشین‌ها»، «سه دونگ سه دونگ»، «دودکش» و… به یاد می‌آورند. این بازیگر پیشکسوت که در سال‌های اخیر قدری کم‌کار شده است، این روزها بیشتر اوقاتش را در گلزار شهدای بهشت زهرا و گاهی هم در رادیو می‌گذراند و در عین حال، می‌گوید که دوست دارد در ایام اربعین حسینی، زائر حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) باشد.
فارس: چه خبر خانم معینی؟ این روزها مشغول انجام چه کاری هستید؟معینی: این روزها عمدتا به بهشت زهرا می‌روم و سعی می‌کنم سهمی در برگزاری برنامه‌های بزرگداشت شهدا داشته باشم. گاهی هم در رادیو حضور پیدا می‌کنم. یکی از تهیه‌کنندگان قول داده است که مرا به کربلا بفرستد، اما با توجه به سن و سال و شرایط جسمی که دارم، بعید می‌دانم بتوانم با اتوبوس بروم.
فارس: تاکنون در ایام اربعین به کربلا مشرف شده‌اید؟معینی: تا به حال، سه، چهار بار از طرف صدا و سیما به کربلا رفته‌ام اما در ایام اربعین مشرف نشده‌ام.
فارس: به عنوان یک هنرمند، دوست دارید ایام اربعین را کربلا باشید؟معینی: بله، البته که دلم می‌خواهد، چرا که نه. فقط این را بگویم که من خود را هنرمند نمی‌دانم. هنرمند؛ بچه‌های جبهه و جنگ بودند، بچه‌هایی که در خاک و خون غلتیدند، آب کرم‌زده را صاف کردند و نوشیدند، در کانال‌هایی که پر از مار و عقرب بود، سینه‌خیز رفتند و… هنرمند آنها هستند پسرم نه امثال من! هنرمند کسی است که جان شیرین خود را برای حفظ خاک و ناموس و شرف و اعتبار این سرزمین، ایثار کرد.
فارس: با توجه به شرایط خطیر کنونی کشور و جنگی که دشمن به ما تحمیل کرده است، وظیفه هنرمندان را چه می‌دانید؟معینی: اسم جنگ را آوردید، یاد حرفی از پدر خدابیامرزم افتادم. خاطرم هست وقتی که بچه بودم، پدرم همیشه می‌گفت این خارجی‌های بی‌شرف دست از سر ما برنمی‌دارند و به نفت ما، به تمام منابع مملکت ما چشم طمع دارند. حالا هم حکایت ما با آمریکا و اسرائیل همین است. من می‌دانم که این‌ها دروغ‌گو هستند، این‌ها همان نامردهایی‌اند که در جریان جنگ دوازده‌روزه وقتی ما در حال مذاکره بوده‌ایم، ناگهان به ایران حمله کردند و مردم مظلوم و بی‌گناه‌مان را به شهادت رساندند. من نگران خودم نیستم، چرا که دیگر سنی از من گذشته است، به قول پسرم ما یک روز به دنیا آمده‌ایم و یک روز هم از دنیا می‌رویم، اما دلم برای بچه‌های پرپرشده میناب به درد آمده است، سینه‌ام سوخته است. امیدوارم به زودی زود، شر این کله‌زرد بی‌صفت از سر جهان کم شود، برای خدا هیچ کاری ندارد که ترامپ منفور را از روی زمین محو کند. امیدوارم ایران و ایرانی همواره در صلح و آرامش باشند.
یادم هست در کودکی، مادربزرگم یک روزهایی می‌گفت ننه بلند شو حیاط را آب و جارو کن، آقا می‌خواهد بیاید. می‌پرسیدم کدام آقا ننه‌جون؟ می‌گفت آقایی که اسمش «مهدی» است. ما بارها حیاط‌ خانه‌ را جارو کردیم، تمیز و مرتب شد، اما آقا نیامد. حالا من حدودا ۸۰ سال دارم و هنوز حسرت آمدن آقا در دلم است. امیدوارم لیاقت دیدار ایشان را داشته باشم.
فارس: نقشی بوده که همواره دوست داشته باشید آن را بازی کنید اما هنوز موقعیت و امکانش فراهم نشده باشد؟معینی: از سال‌ها قبل، خیلی دلم می‌خواست که نقش مادر شهید را بازی کنم. یک بار برای بازی در نقش مادر شهید به یک دفتر فیلم‌سازی رفتم، اما به من گفتند نه! تو به درد این نقش نمی‌خوری! مادر شهید باید مظلوم باشد! آنقدر گریه کردم تا اینکه پارسال از سپاه آمل با من تماس گرفتند و گفتند حاضری نقش یک مادر شهید را بازی کنی؟ گفتم البته که بله، از خدا می‌خواهم. بحمدالله قسمتم شد و در یک فیلم کوتاه، نقش مادر شهید را بازی کردم. قبل از آن، تهیه‌کننده از من پرسید چقدر دستمزد می‌خواهی؟ گفتم دستمزد نمی‌خواهم، فقط از شما می‌خواهم که شب‌های جمعه، شهدا را یاد کنید و برایشان صلوات بفرستید.
فارس: آرزویی در سینما و تلویزیون دارید؟معینی: در سینما و تلویزیون نه، اما آرزوی همیشگی‌ام، سلامتی مردمم و نابودی بدخواهان ملت ایران است. آرزو دارم تا زمانی که زنده‌ام، بتوانم به کشورم خدمت کنم و ایستاده بمیرم. در نهایت، دوست دارم جانم را فدای ایران کنم و در راه عزت و عظمت کشورم شهید شوم.