سَبیل نیوز

از نشاط خانواده‌های پرجمعیت تا سکوت خانه‌های تک‌فرزند/خانواده ایرانی چگونه کوچک شد

تهران- ایرنا- روزگاری خانه‌های ایرانی با صدای چندین فرزند و رفت‌وآمد خواهران و برادران رونق داشت و خانواده‌هایی با ۱۰ تا ۱۲ فرزند چندان دور از ذهن نبود، اما امروز در چرخشی معنادار، بسیاری از خانواده‌ها به داشتن تنها یک فرزند بسنده می‌کنند، تغییری که نشان می‌دهد الگوی فرزندآوری در ایران طی چند دهه گذشته دستخوش تحولی جدی شده است.

سبیل نیوز به نقل از خبرگزاری ایرنا؛ خانه‌هایی که روزگاری جمعیت زیادی از فرزندان را در خود جای می‌دادند و حضور چندین خواهر و برادر بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی خانوادگی بود، امروز جای خود را به خانواده‌هایی کوچک‌تر داده‌ است، خانواده‌هایی که گاهی تمام دنیای فرزندشان در حضور یک کودک خلاصه می‌شود، اگر در گذشته داشتن ۱۰ یا حتی ۱۲ فرزند در برخی خانواده‌های ایرانی پدیده‌ای معمول بود، اکنون تمایل به تک‌ فرزندی و محدود کردن تعداد فرزندان به یک فرزند، به یکی از ویژگی‌های الگوی جدید خانواده در ایران تبدیل شده است.

این تغییر تنها به کاهش تعداد فرزندان محدود نمی‌شود، بلکه از دگرگونی نگرش‌ها، شرایط اقتصادی و اجتماعی و تغییر اولویت‌های زندگی حکایت دارد، روندی که پیامدهای آن فراتر از حریم خانواده، آینده جمعیتی کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در گذشته نه چندان دور وقتی خانواده متشکل از خواهرها، برادرها، خاله ، عمه ، دایی و عمو دور هم جمع می شدند، همهمه و هیاهویی در خانه می پیچید که گاها صدا به صدا نمی رسید، هر کسی یک بخش کار را می گرفت و همه چیز به خوبی پیش می رفت، اما امروزه در هر خانه ای یک فرزند وجود دارد، این بچه ها به مرور نه دایی، نه عمو ، نه خاله و نه عمه خواهند داشت، این یعنی یک دگرگونی اساسی در الگوی خانواده ها که باید مورد توجه جدی مسوولان قرار گیرد.

 

از هیاهوی خانواده‌های پرجمعیت تا سکوت خانه‌های تک‌فرزند/خانواده ایرانی چگونه کوچک شد

 

در واقع الگوی فرزندآوری در خانواده‌های ایرانی در سه دهه گذشته دستخوش تغییرات قابل‌توجهی شده است، تغییری که یکی از نشانه‌های روشن آن، کاهش تمایل خانواده‌ها به داشتن فرزند دوم و افزایش سهم خانواده‌هایی است که پس از تولد نخستین فرزند، تصمیم می‌گیرند زندگی خانوادگی خود را با همان یک فرزند ادامه دهند، روندی که نشان می‌دهد تک‌فرزندی به‌تدریج از یک انتخاب محدود و استثنایی، به یکی از الگوهای قابل‌توجه در ساختار خانواده ایرانی تبدیل شده است.

آمارهای منتشر شده از سوی مرکز رصد جمعیت کشور، تصویری روشن از این تغییر ارائه می‌دهد، بر اساس این گزارش، در سال ۱۳۸۵ حدود ۸۲ درصد از کودکانی که در سال ۱۳۷۵ به‌ عنوان فرزند اول متولد شده بودند، تا آن زمان صاحب خواهر یا برادر شده بودند. به بیان دیگر، در آن دوره بیش از چهار پنجم خانواده‌هایی که صاحب نخستین فرزند شده بودند، تجربه فرزند دوم را نیز پشت سر گذاشته بودند، این نسبت در اغلب استان‌های کشور، به‌ جز گیلان، تهران، البرز و اصفهان، بیش از ۸۰ درصد بود.

اما بررسی روند این شاخص در سال‌های بعد، از تغییر تدریجی و مستمر رفتار باروری خانواده‌ها حکایت دارد، نسبت گذار از فرزند اول به دوم که در سال ۱۳۸۵ حدود ۸۲ درصد بود، در سال ۱۴۰۵ به ۶۲ درصد رسیده است. به این ترتیب، در حالی که در گذشته بخش عمده خانواده‌ها پس از تولد فرزند اول به استقبال فرزند دوم می‌رفتند، اکنون ۳۸ درصد از خانواده‌هایی که در سال ۱۳۹۵ نخستین فرزند خود را به دنیا آورده‌اند، تا سال ۱۴۰۵ همچنان تک‌فرزند باقی مانده‌اند.

 

از هیاهوی خانواده‌های پرجمعیت تا سکوت خانه‌های تک‌فرزند/خانواده ایرانی چگونه کوچک شد

 

این تغییر آماری را می‌توان نشانه‌ای از دگرگونی در نگرش خانواده‌ها نسبت به اندازه مطلوب خانواده دانست؛ نگرشی که در آن، داشتن یک فرزند برای بخشی از زوج‌ها به انتخاب نهایی تبدیل شده است. البته تصمیم به تک‌فرزندی را نمی‌توان صرفاً به یک عامل نسبت داد، شرایط اقتصادی و معیشتی، هزینه‌های مسکن، آموزش و نگهداری کودک، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، تغییر سبک زندگی، افزایش انتظارات والدین از کیفیت تربیت فرزند و دشواری ایجاد تعادل میان مسئولیت‌های شغلی و خانوادگی، از جمله عواملی هستند که می‌توانند در این تصمیم نقش داشته باشند.

نگاهی به آمارهای استانی نیز ابعاد دیگری از این تحول را آشکار می‌کند. در سال ۱۳۸۵، شاخص گذار از فرزند اول به دوم در ۱۰ استان کشور به بیش از ۹۰ درصد می‌رسید. در آن زمان، کهگیلویه و بویراحمد و خراسان جنوبی با ۹۴ درصد در صدر قرار داشتند، سیستان و بلوچستان با ۹۳ درصد و استان‌های ایلام، بوشهر و خراسان شمالی با ۹۲ درصد در رتبه‌های بعدی بودند، همچنین این شاخص در هرمزگان ۹۱ درصد و در چهارمحال و بختیاری، کرمان و خوزستان ۹۰ درصد گزارش شده بود.

این ارقام نشان می‌دهد که در آن دوره، فرزندآوری دوم در بسیاری از مناطق کشور رفتاری رایج و غالب بود، اما در سال‌های اخیر، الگوی فرزندآوری در استان‌های مختلف نیز دستخوش تغییر شده است. بر اساس بررسی‌های استانی، سهم خانواده‌هایی که پس از تولد فرزند اول همچنان تک‌فرزند باقی مانده‌اند، در گیلان به ۶۳ درصد، مازندران به ۵۷ درصد، البرز به ۵۱ درصد و تهران به ۵۰ درصد رسیده است. به عبارت دیگر، در گیلان تقریباً از هر سه خانواده‌ای که صاحب فرزند اول شده‌اند، ۲ خانواده تا مقطع بررسی همچنان تک‌فرزند مانده‌اند.

در مقابل، سیستان و بلوچستان همچنان از الگوی متفاوتی برخوردار است. مطابق گزارش مرکز رصد جمعیت کشور، نسبت گذار از فرزند اول به دوم در این استان ۸۸ درصد است؛ رقمی که نشان‌دهنده تداوم تمایل بالاتر به فرزند دوم در مقایسه با بسیاری از استان‌های دیگر است. با این حال، بررسی روند سال‌های گذشته نشان می‌دهد که شاخص گذار از فرزند اول به دوم در استان‌های مورد بررسی، به‌جز سیستان و بلوچستان، بیش از ۱۵ درصد کاهش یافته است.

تفاوت میان استان‌ها بیانگر آن است که تغییر الگوی فرزندآوری در ایران روندی یکسان و هم‌زمان نداشته و عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی در مناطق مختلف، تأثیرات متفاوتی بر تصمیم خانواده‌ها گذاشته‌اند. از همین رو، تحلیل وضعیت جمعیت کشور بدون توجه به تفاوت‌های منطقه‌ای و استانی نمی‌تواند تصویر کاملی از تحولات خانواده ایرانی ارائه دهد.

 

از هیاهوی خانواده‌های پرجمعیت تا سکوت خانه‌های تک‌فرزند/خانواده ایرانی چگونه کوچک شد

 

نکته مهم این است که افزایش سهم خانواده‌های تک‌فرزند، تنها به معنای کاهش تعداد فرزندان در هر خانواده نیست؛ بلکه در بلندمدت می‌تواند بر ساختار سنی جمعیت، نسبت جمعیت جوان به سالمند، اندازه نسل‌های آینده و حتی شبکه‌های حمایتی خانوادگی تأثیر بگذارد. کوچک‌تر شدن نسل‌های متوالی، در صورت تداوم، می‌تواند به کاهش تعداد خواهران و برادران در خانواده‌های آینده و تغییر ساختار روابط خویشاوندی منجر شود.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که تصمیم به فرزندآوری، تصمیمی عمیقاً شخصی و وابسته به مجموعه‌ای از شرایط زندگی زوج‌هاست. بنابراین، مواجهه با روند افزایش تک‌فرزندی، صرفاً با توصیه‌های فرهنگی یا دعوت به افزایش تعداد فرزندان امکان‌پذیر نیست. ایجاد امنیت اقتصادی، دسترسی به مسکن مناسب، ثبات شغلی، حمایت از والدین شاغل، توسعه خدمات مراقبت از کودک و کاهش هزینه‌های تربیت و آموزش، از جمله بسترهایی هستند که می‌توانند در شکل‌گیری تصمیم خانواده‌ها نقش داشته باشند.

در مجموع، آمارهای مرکز رصد جمعیت کشور از یک تغییر معنادار در الگوی خانواده ایرانی حکایت دارد؛ تغییری که در فاصله دو دهه، نسبت گذار از فرزند اول به دوم را از ۸۲ درصد به ۶۲ درصد کاهش داده است. این ارقام نشان می‌دهد که تک‌فرزندی دیگر صرفاً یک انتخاب فردی و محدود نیست، بلکه به پدیده‌ای قابل‌توجه در تحولات جمعیتی کشور تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که شناخت دقیق دلایل آن و بررسی تفاوت‌های استانی، می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری‌های واقع‌بینانه‌تر در حوزه خانواده و جمعیت قرار گیرد.