شایسته گزینی

با نگاهی به تاریخ حکمرانی حاکمان محلی درایران غالبا وارث قدرت، نسلی از خادمین به حاکمان و امیرزادگان قاجار و پهلوی بودند که اعتبارشان را به پاس خدمات خاص خود از حاکمیت متزلزل پادشاهی قاجار و پهلوی اول و دوم  کسب می کردند.

اجرای ابهام آمیز بومی گرایی در دولت قبل و خلاء نظارت بر چگونگی اجرای آن تهدیدی جدی برای  توسعه و پیشرفت جامعه می باشد و آسیبی جبران ناپذیر بر بدنه وحدت ملی ایران اسلامی خواهد زد .

اگر چه شعار بومی گرایی مورد استقبال احاد مردم در هر نقطه کشور قرار گرفت ولی فقدان ارائه تعریفی روشن و خلل ناپذیر برای این واژه فرصتی را در اختیار آن عده ایی قرار داد که با تمام ابزارهای دراختیار ، خود را به کرسی مدیریت در شهرها  و شهرستان ها و حتی استان ها برسانند و باعث و بانی تقویت اندیشه قوم گرایی از سوی عده ایی بی منطق و منفعت طلب شوند که با طرح مباحث متعصبانه قومی، به احتمال زیاد عده ایی را به گرد خود جمع کنند. این دسته در واقع به پشتوانه ثروت و قدرت محلی در صف اول دلسوزان و مطالبه گران حقوق قوم و مردم خود قرار می گیرند.

با نگاهی به تاریخ حکمرانی حاکمان محلی درایران غالبا وارث قدرت، نسلی از خادمین به حاکمان و امیرزادگان قاجار و پهلوی بودند که اعتبارشان را به پاس خدمات خاص خود از حاکمیت متزلزل پادشاهی قاجار و پهلوی اول و دوم  کسب می کردند.

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و پس از گذشت سالها وقفه، این روند با ثروت اندوزی  و نفوذ و تثبت جایگاه اجتماعی در بعضی از دولت های بعد از انقلاب اسلامی ادامه داشت بطوریکه بخشی از آنان با چهره ایی مردم مدار و با پشتوانه اعتماد مردم، نسبت به مطالباتی که سالها از سوی دولت ها به دلایل مختلف پاسخ داده نشده بود ، سخن می رانند .

در حالیکه به برکت خدمات نطام مقدس جمهوری اسلامی، دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی توسعه یافته است، تربیت نیروی انسانی آگاه و مطلع و نیز حضور نخبگان برجسته از اقوام و مذاهب در عرصه های مختلف فرهنگی،  اجتماعی و….پر رنگ تر گردید .

از منظر نگارنده صرفا در بوق و کرنا کردن  «بومی گرایی»  بدون در نظر گرفتن قابلیت ها و ظرفیت های هر منطقه در رویدادهای بزرگ منافعی برای کشور در پی نخواهد داشت بلکه با دامن زدن عده ایی به حساسیت ها و تعصبات قابل ستایش  اقوام ایرانی نسبت به آداب و سنن و فرهنگ خود ، ممکن است منتهی به تفرقه ایی زیانبار و بروز اختلافات و خسارتی جبران ناپذیر بر وحدت و یکپارچگی جامعه وارد سازد .

اقتدار و سربلندی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مرهون رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی  و همدلی و وحدت جوانانی از تمام اقوام ایرانی از ادیان مختلفی بود که به دور از هرگونه تعصب قومی و مذهبی در ارتشی مردمی جمع شدند و برای دفاع از کشور  هشت سال جوانمردانه  در مقابل ثروتمند ترین حکومت های منطقه و قدرتمند ترین دولت های دنیا جنگیدند و اجازه ندادند خدشه ایی بر استقلال و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران اسلامی وارد گردد.

هر ایرانی  که به هر قومیتی  تعلق داشته باشد در واقع این هویت ایرانی بودن  پشتوانه بزرگ مردمی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد. افسوس با چنین پشتوانه ایی ، شعار بومی گرایی مانع بر بهره مندی سایر نقاط کشور از ظرفیت های شایسته و کارآمد مناطق دیگر  شده است و انگیزه مهاجرت داخلی را از نیروهای جوان و خلاق  کشور سلب نموده است.

متاسفانه در این میان به سفارشی های نالایق و فاقد تجربه کافی میدان داده شد تا دوره آزمون و خطای خود را به دور از سوابق و تجربه کافی طی نمایند که بی شک  این امر مانع از توسعه و پیشرفت هر استان  و منطقه  خواهد شد. موفقیت ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی در هر منطقه به نقش مدیران لایق بستگی دارد، بی شک ظرفیت های فرهنگی و اقتصادی ومدیران کارآمد لازم و ملزوم یکدیگرند .

همچنین با پرهیز از نگاه مسموم برتری طبقات قومی و طایفه ایی و تعصبات مذهبی، اولویت به کارگیری نیروی انسانی متخصص و کارآمد بومی از همه نظر به نفع هر منطقه و کشور خواهد بود.

اکنون با بررسی  نتایج اجرای  شتابزده بومی گرایی در مناطق مختلف کشور و پاسخ به سه پرسش مهم می توان  با شایسته گزینی ، عرصه حضور جوانان نخبه متعهد و متخصص بومی  جهت تصدی پست های مدیریت اقتصادی و فرهنگی با نتایج مطلوب بیش از پیش فراهم خواهد شد.

پرسش اول: آیا مدیران به اصلاح بومی در سالهای گذشته از مردم نمره قبولی گرفته اند !؟ .

پرسش دوم :آیا آندسته از مدیران بومی که با برخورداری از حمایت ها و پشتوانه  مردمی به مقام و جایگاهی رسیده اند ، توانستند پاسخگوی مطالبات مردمی باشند ؟

پرسش سوم : آیا منافع بومی گرایی شامل حال تمام  اقشار و طبقات اقوام مختلف گردید ؟

پاسخ منصفانه به پرسش های مطرح شده نشان می دهد ، فرصتی که می توانست دراختیار فرزندان  شایسته یک جامعه قرارگیرد و منشاء آثاری پربرکت برای منطقه و کشور باشد از دست می رود.