نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مکران، آنسان که از تاریخ در هم تنیده و جغرافیا و اقلیم منحصر به فردش فهم میشود، همواره منطقهای «دور» از محل استقرار حاکمیت مرکزی سرزمین ایران بوده است. جغرافیای فلات مرکزی ایران، ترجیح توسعه و حکمرانی بری به جای توسعه بحری از جانب حاکمیت مرکزی، اقلیم گرم و شرجی منطقه و دیگرگونهگی قوم بلوچ نسبت به مرکز ایران در طول تاریخ، همگی از عوامل تشدید این «دوری» و بیتوجهی به آن سامان بودهاند.
در این میان جمهوری اسلامی از اواسط دهه هشتاد هجری شمسی توسعه سواحل مکران را با تأکیدات مقام معظم رهبری با کلیدواژه «گنج پنهان» در دستور کار دستگاهها قرار داده است. بیان عملکرد دستگاهها و دولت موضوعی است که میتواند تحت عنوان تجربه زیسته توسعه مکران مورد مداقه قرار گیرد.
دریا و دسترسی مستقیم به آبهای آزاد مهمترین ویژگی مکران است که تمامی ظرفیتهای دیگر منطقه مکران از دل این ظرفیت مهم و راهبردی شکوفا خواهند شد. بسته بودن دریای مازندارن و حوضچه نیمه بسته خلیجفارس با وجود اهمیت راهبردی تنگه هرمز، خواه ناخواه در جغرافیای ایران تنها مفر توسعه و حکمرانی دریامحور و اقتصاد دریایی (که میتواند راهگشا و پیشرو توسعه وپیشرفت ایران باشد) را به سمت شرق تنگه هرمز و دریای عمان جلب مینماید که با عنوان مَکُران از آن یاد میشود.
پس از دریا، مهمترین ویژگی مکران به تبع مجاورت با دریا، نقشآفرینی در چهارراه جهانی، نقش راهبردی در زنجیره ارزش تجارت جهانی و اتصال منطقه آسیا و اروپا و حتی آفریقاست. این نقشی است که برای کلیت سرزمین ایران تصویر میشود و مکران بر اهمیت این نقش خواهد افزود. بازار جذاب اروپا، بازار مستعد کشورهای حوزه اقیانوس هند و حتی شرق دور (چین، کره، ژاپن)، بازار رو به رشد آسیای میانه و کشورهای محصور آن، قفقاز و شامات در کنار بازار بکر شرق آفریقا که هر یک در نقشه تجارت جهانی عهدهدار مسئولیتی گشتهاند، اهمیت این چهارراه جهانی را افزون مینماید.
راهبردی که میتوانست پس از تفاهمنامه سال ۷۹ تحت عنوان کریدور شمال-جنوب میان جمهوری اسلامی ایران-هند-روسیه برای ایران موقعیتی ممتاز و استراتژیک را رقم بزند؛ اما اکنون و با گذشت بیش از دو دهه کشور باید نگران نقشآفرینیهای دبی در امارات متحده عربی، فاو در عراق، گوادر در پاکستان و استانبول در ترکیه به عنوان همسایگان ایران باشد که هیچ یک مزیت جغرافیایی ایران را ندارند.
در یک برنامه کلان میتوان رویای تبدیل شدن ایران با پیشتازی مکران به عنوان هاب شمالی اقیانوس هند و شرق آفریقا و هاب جنوبی اوراسیا و اروپا را در افق ۱۴۱۵ به تحقق رساند.[۱]
تحقق این رویا، تحلیل همزمان مسائل ژئوپلتیک و جغرافیای سیاسی، اقتصاد تجارت جهانی، شبکه به هم پیوسته زیرساختهای لجستیک و کریدوری و همچنین فرایندهای نرم حمل بار و کالا را طلب میکند.
به عنوان مثال مکران از مسائلی همچون طرح یک کمربند-یک جاده چین، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و گسترش نفوذش در شبهقاره هند، توجه و تمرکز فرانسه و آلمان پس از برگزیت به آ سه آن، طرحهای متعدد آمریکا برای مهار چین، اراده روسیه به تنوعدهی در بازار فروش انرژی خود، سر برآوردن طالبان در افغانستان، نزدیک شدن کشورهای حاشیه خلیجفارس به اسرائیل، تشکیل اتحادیه شرق آفریقا در آیندهای نزدیک، پروژه نئوم عربستان در حاشیه دریای سرخ، نفوذ اسرائیل در جمهوری آذربایجان، طرح توسعه بندر فاو و اراده ترکیه در اتصال به خلیجفارس، نیازمندی اروپا به جایگزینی گاز روسیه، افزایش هزینه بار و کالا پس از کرونا و جنگ اوکراین، بسته شدن موقت کانال سوئز و… هم تأثیر میپذیرد و هم بر آنها تأثیر میگذارد.
۱- انرژی و بهتبع آن زنجیرههای شیمیایی با پیشرانی پتروشیمیها و پالایشگاهها و تحقق رویای شهر دوم نفتی ایران در جاسک و قطب سوم پتروشیمی در مکران؛
۲- فرآوردههای معدنی و فلزی با پیشرانی فولاد و فراوردههای سنگآهن؛
۳- شیلات، فراوردههای غذایی دریایی و فناوریهای زیستی دریایی؛
۴- کشاورزی گرمسیری و صنایع تبدیلی پر سود این صنعت؛
۵- صنایع دریایی همچون اسکراپ کشتی، بانکرینگ و… .
۶- سایر صنایع متنوع همچون:
۷- در نهایت، صنعت گردشگری و توسعه سیاحت ساحلی و دریایی کشور با توجه و الزام بافتار فرهنگی کشور و منطقه میتواند درخور توجه و برنامهریزی قرار گیرد.
۸- در لایه خدمات نیز توجه به خدمات متنوع مالی و مراکز مهم مالی همچون بانکهای آف شور، تشکیل سبد متشکل ارزی کشورهای ذینفع و… با توجه به مزیت منطقه چابهار به عنوان تنها نقطه تحریم نشده کشور و همچنین سایر خدمات گسترده انسانی و زیرساختی میتواند حائز اهمیت واقع گردد.
۹- توجه ویژه به مسئله مرز و مجاورت با کشورهای همسایه (علیالخصوص عمان و پاکستان)، توسعه روابط مرزی و اقتصاد مرز ظرفیت مهم و راهبردی توسعه و پیشرفت در منطقه مکران و پسکرانه آن است که میتواند احیاگر روابط تجاری ما با همسایگان و احیاگر اقتصاد بومی منطقه و همچنین مدیریت پدیده گسترش یافته قاچاق باشد.
۱۰- تامین امنیت منطقه با توسعه زیرساختهای نظامی و امنیتی در ابعاد دریایی و سرزمینی و مسئله مرزبانی
با گذر از این راهبردها و الزامات، برنامه ریزی توسعه منطقه مکران بایستی در چهار سطح کارکردی مورد توجه باشد:
برآوردها نشان میدهد که فهم درست توسعه سواحل مکران جز از دو مسیر در هم تنیده نخواهد گذشت. این دو مسیر در تلاقی با یکدیگر یک دال مرکزی راهبردی دارند و آن باور به این معناست که توسعه، همهی توسعه انگاشته شود.
همه ساحتهای احصا شده و اثرگذار در کنار یکدیگر و با توجه به اثراتشان بر روی یکدیگر و فرآیند کلان توسعه دارای اهمیت باشند.
مسیر اول، کلاننگری (در عین جزئیبینی) و همه جانبه دیدن مسائل مکران است و مسیر دوم دیدهبانی مستمر و بازخوردگیری از فرآیندهای توسعه برای پیشرفت درست مسیر توسعه است. برای تحقق این دو مسیر باید پیشانی «توسعه، همهی توسعه است» در تاروپود تصمیمگیریهای توسعهای منطقه لحاظ گردد.
حرکت به سمت ثبت انبوه دادههای ضمنی، رسمی، مشاهدهای و تجربه زیسته افراد گوناگون و متنوع و توسعهگران منطقه که شبکه وسیعی از ذینفعان منطقه را در کنار یکدیگر شکل میدهد، میتواند مهمترین اتفاق در تحقق این مسیر باشد. ثبت دادههای متنوع و متفاوت هر یک از این مطلعین و اتصال شبکهای هر یک از این دادهها به یکدیگر به فهم تأثیرگذاری «هر اتفاق توسعهای» بر سایر اتفاقات منتج میشود که منجر به ثبت یک «تصویر بزرگ» با دقت بالا از صحنه واقعی مکران و ذینفعان و اثرگذاران آن میگردد. تجربه اخذ شده از گروههایی که فعالیت در زمینه توسعه مکران داشتهاند، این مهم را به اثبات میرساند که اراده حاکمیت جز با «نگاه سیستمی و شبکهای به توسعه منطقه» محقق نمیشود و این نگاه جز با گذشتن از این دو مسیر اتفاق نخواهد افتاد.
اولین گام پس از نگاه همهجانبه به مسئله توسعه و غوطهور شدن هوشمند در دادههای انباشت شده پیرامون مکران، لزوم «دستهبندی» درست ساحتهای مختلف توسعه و تعمیق و پیشرفت فهم و انباشت تجربیات ملی و جهانی در آن ساحت خاص و سپس تعیین جایگاه موضوع در شبکهای از مسائل متنوع و ساحتهای دیگر است که در نهایت و در لایه اجرا تبدیل به «پروژه» های کاربردی برای پیشبرد فرآیند توسعه خواهد گردید. مهم است که بدانیم توسعه را به جای شروع از پروژهها باید از تقسیمبندی مفاهیم و فهم اثرات حوزههای گوناگون بر یکدیگر شروع کنیم تا در نهایت با پدیده ی توسعه نامتوازن همچون عسلویه مواجه نشویم. این راهبرد، گام پسینی همهجانبه بودن توسعه و پیشرفت خواهد بود.
این حوزه ها به شرح زیر خواهد بود:
هر یک از ساحتهای ذکر شده نیاز به تدقیق و برنامهریزی مشخص در هماهنگی و همکاری با تمامی دستگاههای ذی ربط دارد تا بتوان تصویری واضح و شفاف از آینده توسعه در مکران ارائه داد. با این وجود ۱۶ ساحت ذکر شده تمامی ساحتهای توسعه، پیشرفت و زیست مردمی و ملی را در برمیگیرد.
اولین گام پس از تدقیق سرفصل های محتوایی تعیین سطوح زمانی و الزامات خط زمان توسعه مکران است:
شواهد گویای این معناست که در یک افق ۱۴ ساله تا سال ۱۴۱۵ میتوان عمده فعالیتهای توسعهای مکران را سامان داد و کشور و منطقه را از پیامدهای ایجابی فراوان آن بهرهمند ساخت. مکران تاکنون نیز فرصتهای زیادی را در رقابت با رقبا از دست داده است. هر چند که «جغرافیا» این یگانه مزیت همیشگی مکران را از بهره بردن از عایدات توسعهای دور نگه داشته، بیش از این، دور افتادگی از مسیر توسعه برای این سرزمین جایز نیست.
جهت بهرهبرداری درست از این روال تاریخی نیاز به سطحبندی برنامهریزی و عملیات توسعه در مکران در چهار لایه احساس میگردد:
کوتاه مدت (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴): تعیین پروژههای اولویتدار و فوری توسعهای و ساز و کارهای مهم و راهبردی جهت به حرکت درآوردن چرخ توسعه و تعیین برنامه کوتاه مدت در عمر ۳ ساله دولت سیزدهم و ایجاد زیربناهای اولیه توسعه در منطقه.
میان مدت (۱۴۰۴ تا ۱۴۰۸): تعیین برنامههای میان مدت تا پایان دولت چهاردهم و ارتقای نقش مکران به عنوان کنشگر مهم توسعه و حکمرانی در جمهوری اسلامی.
بلند مدت (۱۴۰۸ تا ۱۴۱۵): پیشروترین نقطه کانونی توسعه در کشور، قطب حکمرانی دریامحور و نقشآفرین فعال در پیشرفت تمدن اسلامی.
منبع: وبسایت (https://makoiran.ir)