نقدهنرمند و نویسنده بلوچ بر مجموعه نون-خ

مردم بلوچ اگر چه مهمان نواز، مهربان و ساده دل هستند اما ساده لوح نیستند، که هر کسی از هر کجا بیاید، سرشان را شیره بمالد و از آنها سوء استفاده کند.

مجموعه تلویزیونی نون خ که فصل پنجم آن از شبکه یک در ۲۴قسمت پخش شد باز هم توانست در این موقعیت سخت زندگی مردم، خنده را بر لبهای بینده ها نقاشی کند. بازی های روان بازیگران خصوصا سعید آقاخانی و حمید آذرنگ موقعیت های طنز جالبی را خلق می کردند. اما این سریال که متاسفانه از همان فصل دو به بعد درگیر معضل دیالوگ گویی شد فاقد حوادث و اتفاقات جذاب و دراماتیک بود.

بیننده کمتر حوادث و جریانات را می دید و در عوض دیالوگ ها در بستر سکانس های بسیار طولانی بخش اعظم این مجموعه را تشکیل می داد. ما قهرمان قصه را به روشنی نمی دیدیم و اگر فرض بگیریم قهرمان ما همان آقای نوری خانزاده باشد چه نقش موثری داشت؟ چه چالشهایی سد راهش بود؟ و ضد قهرمان چه کسی بود؟ ، انگیزه قهرمان برای گذر از مشکلات و غلبه بر ضد قهرمان چه چیزهایی بودند؟ همه اینها سوالاتی بود که ذهن مخاطب را درگیر می کرد.

گروهی که قصه را به پیش می برد نماینده مردم با غیرت و قهرمان کرد بودند اما این گروه نه تنها هیچ کدام از ارزشهای زیبای این قوم را به نمایش نمی گذاشتند بلکه جملگی افرادی معلوم الحال، سوء استفاده گر، کلاش و سرشار از ضعف های فردی و اجتماعی بودند که پایشان به هر کجا که می رسید فقط خرابکاری به جا می گذاشتند.
اما نگاهی گذرا به نه قسمت از این سریال که در بلوچستان اتفاق می افتد.
قبل از هر چیز جای تشکر دارد که گروه مجموعه تلویزیونی در به تصویر کشیدن بخشی از جاذبه های طبیعی و گردشگری چابهار و همچنین نشان دادن امنیت و مهمان نوازی و خون گرم بودن مردمان بلوچستان موفق عمل کرده بودند. اما اگر از کارشناسان و صاحب نظران بلوچ استفاده می شد قطعا در پرداخت برخی از موارد می توانستند موفقتر عمل کنند.
طبق تیتراژ کارشناس بخش بلوچی این مجموعه عزیز بزرگواری است که به جرات می توان گفت اطلاعات ایشان در زمینه بلوچستان در حد سرچ از گوگل است. ایشان حتی یک بار هم به بلوچستان سفر نکرده اند… آشنایی ایشان از موسیقی بلوچی در حد دیدن گروه های هنری موسیقی در جشنواره های مختلف است.

هر زمان که جشنواره موسیقی در تهران برگزار می شد ایشان سر و کله اش پیدا میشد و اغلب اشعار بلوچی را از هنرمندان میگرفت آهنگ را ضبط میکرد و بعد از مدتی می دیدیم که همان قطعه را دارد بدون اجازه در رسانه ایی و یا جشنواره ایی به زبان بلوچی و البته پر از اشکال و ایراد اجرا می کند. با توجه به آشنایی کامل نویسنده این سطور با ایشان به صراحت می گویم، جای تاسف است که کارشناس بخش بلوچی را ایشان معرفی کرده اند.
در نشان دادن مراسم عروسی کاملا اشتباه و برخلاف رسم و رسوم مردم بلوچ عمل شده بود. رعایت کردن طبقات اجتماعی بلوچستان در یک خانواده می توانست سیر منطقی به قصه بدهد که متاسفانه عمل نشده بود. فیزیک بازیگران به طور مثال پدر و پسر، دختر و مادر با هم همخوانی نداشت که با سهل انگاری از آن عبور کرده بودند.
مردم بلوچ اگر چه مهمان نواز، مهربان و ساده دل هستند اما ساده لوح نیستند، تا هر کسی از هر کجا بیاید، سرشان را شیره بمالد و از آنها سوء استفاده کند و برود.
نشان دادن مناطق حاشیه نشین، زاغه نشین و فقر مردم بلوچ در کنار آن همه زیبایی هیچ ضرورتی نداشت اما انگار باید گفته شود که بلوچستان با تمام ثروتش همچنان فقیر است که گفته شد.
در بلوچستان رقص های بسیار زیبایی داریم که در تاریخ قدمت داشته و همچنین دارای مفاهیم ارزشمندی هستند اما ما مرتب رقصیدن افرادی را در مجموعه می دیدیم که هیچ شباهتی به رقص بلوچی نداشتند. بهتر بود در این فرصت کوتاه فرهنگ، اجتماع، زیبایی ها، رقص ها، موسیقی بلوچستان با حساسیت بیشتری و با دغدغه فرهنگی به نمایش گذاشته می شد، که نشد.
متاسفانه در استفاده از قطعات موسیقی رسم امانت داری رعایت نشده بود، اخلاق حکم می کرد اسامی هنرمندان، خواننده، آهنگساز قطعاتی که در بخش هایی از مجموعه استفاده می شد در تیتراژ آورده می شد. چندین قطعه موسیقی از استاد محمد علی محمد حسنی معروف به دلنواز با خوانندگی باسط ضرابی استفاده شده اما در تیتراژ اسامی این عزیزان دیده نمی شود.

نویسنده: نصیر احمد ملازهی